تبلیغات شما در اینجا
X
سلام " اسلام عشق زندگي

سرويس فتوبلاگ فارسی

صفحه اصلی   -   گالری عکس   -   تماس با نویسنده

 


    سلام " اسلام عشق زندگي

  به دوستان" امروز برای تو یک آغاز است.امروز به تو اهدا ء شده تا هر طور که دوست داری آن را سپری کنی،میتوانی آن را هدر دهی و یا مبدل به یک معجزه کنی.کاری که تو با امروزت میکنی اهمیت زیادی دارد زیرا تو آن را با یک روز از عمرت معاوضه میکنی.وقتی فردا از راه برسد،این روز برای همیشه رفته است و به جای آن کاری که تو انجام داده ای ،در تاریخ عمرت ثبت شده است.بگذار امروزت یک شاهکار باشد.



پروفايل مدير




انسان نقطه ایست میان دو بی نهایت ؛ بی نهایت لجن و بی نهایت فرشته! ......................................... هدف این وب: بیان ناگفته هایی است از رابطه عمیق اسلام ، عشق و زندگی ......................................... نقل قول و انتشار مطالب این سایت «اسلام عشق زندگي» به هر صورت بلامانع است و از آن استقبال میشود.

سن : 21 سال
محل زندگي : Under sky of my god

وضعيت در ياهو:




آرشیو موضوعی

احادیث خوشگل
استاد قمشه ای
چشیدن لذت عبادت؟!
همسران از منظر قرآن
دعای ماه رجب
چت با خدا
لطفـا غيبت نكنيد!
آیت الله بروجردی و انيشتن
الذاریات-توجه
نظر سنجی
مهرورزی در سیره ی رسول رحمت
کودک(گریان خاک باز و...
حکم ورود داماد به قسمت زنان
اين خداوند است.
آرامش"
عواقب گناه
سهــــــــراب
فرشتــــــــه
مدرسه ی عشـــق
معجزه ی ریاضی قرآن!
گو شه ای از رحمت
کمک مرد به همسرش در خانه
استاد ریاضی جهان: مسلمان
عشق هانری کربن به ائمه...
غربت معصومین
شهید ادواردو آنیلی...
معجزه ای دیگر از قرآن مجید
بازی با اعصاب
نیمه ی شعبان
ماه مــــــــــــــــاه
وهــــابی شیـــعـــه شـد
حمله به حرم...
هـــک
عكس منتشر نشده از شهدا
تحريم صهيونيسم
كوتـــاه اماخواندني
كفش زرد...
آنتی شبهه در 21 سايت
* تاثير فيزيولوژيك نماز*
l جواب نامه l
بـولـوتـوث
اينترنت رايگان
امام صادق.ع.
متفرقه
اخبار شيعيان جهان
امام باقر.ع.
امام رضا.ع.
امام جواد.ع.
حضرت معصومه .س.
امام زندانی!
«كرسنت و كردان»
امام هادي.ع.
علي تنهاست...!
بانوي مهر و صبر{س}
|داستاني شگفت از علامه|
مادران و پدران بخوانند!
فدای حسین.ع.
از توهم تا واقعیت....!
sami YUSUF
توريه از نظر استاد مطهري
آيا جكسون مسلمان شد؟!
خرمشهر پس از 27 سال...
بررسی 1 فیلم 15 دقیقه ای!
بهشت همان خانه کوچک بود
کتاب قانون ما!
طنز مسافران...
مناظره شریعتمداری (صوتی)


آرشیو ماهانه

بهمن 1388
دي 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهريور 1388
مرداد 1388
تير 1388
خرداد 1388
فروردين 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دي 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهريور 1387
مرداد 1387
تير 1387
خرداد 1387



پيوند ها
یک مسلمان مقیم لس انجلس
:. تبــيـــــان بزرگ.:
یه عالمه حدیث ناب
بانو معصومه {س}
فطرت(خوبه)
شبکه ی چهار صدا و سیما
وبلاگ رئیس جمهور
XX همه چیز برای دانلود xx
|- پایگاه حوزه -|
احادیث خوشگل(وب خودم!)
حضرت زهرا(س)
ضد وسواس
شبکه ی قرآن
سایت نهج البلاغه
.:: شیعه نیوز { توپ و عالی} ::.
شیعه
بچه هاي قلم
قطره اي از درياي معرفت
انتظار
مجله مهدوي امان
*(لينك وب مهدوي)*
********
دانلود قرآن[دو زبانه]
مركز اسلامي لندن
imam mahdi.aj
اخبار كتاب
مركز اسلامي هامبورگ
آستان قدس
جوانان نيوز
$ مـوعـود $
*لينكهاي توپ*
سلامت
& دريافت كتب الكترونيكي &
Directory of Islamic Websites
پاسخگویی به مسائل دینی آنلاین! islamquest
« به یاد مهر خدا...»
*دانلود هزاران کتاب!*
+شيعه شدگان+
! نوشته هاي يك طلبه !
" حضرت وليعصر-عج "
?! دانلودي عجيب !؟
+ تفسير نور [PDF] +
!!!دانلود و دانلود و دانلود!!!
* .......... *
Erfan
AVINY
سرزمین آرزوها
حزب اللهی مدرنیته!
- سلام شیعه -
emem ALI.a
+ ارتباط شیعي +
صالحین
÷ ‌محاکمه ÷
< مبین >
l چاردیواری l
IRNON
«فایلهای صوتی سمت خدا»
Eset Smart Security 4 Final
پخش آنلاين نواهاي اسلامي
نسخه مرورگر (Firefox(3.5.3
User and Pass nod32
ميخواهم مسيحي شوم!
احاديث، واقعي يا جعلي؟!
نسخه آفلاین ویکی پدیا (مولین)
تم ویندوز7 (مناسب برای همه و xp)
[صیغه] ، درست یا غلط؟!
« ترجمه عمیق و روان قرآن »
- دكتر احمدي نژاد -
نگهبان امنیتی شبکه
اخراجيها - 1/5
قرآن : کافر را بکش!!!!
ANTI zandiq
سایت مستهجن را گزارش دهید!
نرم افزار حدیث
َALI gold
@ پاسخ به شبهات قرآنی @
× کتب استاد مطهری ×
آرش.ب کیست ؟
250 خاطره منتشر نشده!
نامه عاشقانه امام به همسرش !
توهین جدید كوكاكولا به اسلام !
قمه زنی حرام است...
خطبه غدیر چه بود؟!
مشترك مورد نظر !
+ بینش جهانی قرآن +
درباره مهدی -عج
آخرین جمعه
چرا نماز عربی ؟!
^ اخلاق نیوز ^
"اندیشه قم"
روضه در ورد پرس!
تالار گفتمان تمام شبهات قرآنی
super shia
واقعا چرا گوشت خوک حرومه؟
چگونه نماز بخوانم ؟
الفاتحه...
چگونه نماز بخوانم ؟
+ دانلود استاد رحیم پور ازغدی +
راسخون 1 سایت کامل *
کشکول همه چی !


امام رضا.ع. فرمودند؛ امام مونسي دلسوز ، پدري مهربان و برادري همدل است. +++++++++++++++++

Translate to English آمار

خروجی RSS


نقل حدیث پیامبر از اوباما !!!


 

اختصاصی/ در اقدامی بی سابقه:
نقل حدیثی از پیامبر اکرم (صلی الله علیه واله ) توسط رییس جمهور امریکا !
این رویداد از سال 1953 و از زمان رییس جمهور آیزنهاور که برای اولین بار در چنین مراسمی شرکت یافت اتفاق می افتد. بخش هایی از نیایش اوباما در این مراسم را در زیر می خوانیم:

به گزارش «شیعه نیوز »  وبلاگ کاخ سفید (وابسته به سایت رسمی آن) ، روز پنج شنبه 5 فوریه به سخنرانی  باراک حسین اوباما رییس جمهور جدید امریکا پرداخت.در این سخنرانی جالب توجه رییس جمهور اوباما در میان انبوه هزاران نفر که در مراسم چاشت نیایش ملی (National Prayer Breakfast) در شهر واشنگتن آمریکا گرد آمده بودند گفت : " ایمان های متفاوت و مختلف ما به جای آنکه هر کدام از ما را از یکدیگر جدا سازد می تواند ما را به سوی تغذیه انسانهای گرسنه ، دلداری و تسکین انسانهای دردمند و مصیبت زده ، برای برقراری صلح در هر سرزمینی که نزاع در آن درگرفته است و برای دوباره ساختن هر آنچه که از هم فروپاشیده است و برای بلند کردن هر آنکه در لحظات سخت و دشوار زمین خورده است ، متحد سازد. "

مراسم چاشت نیایش ملی هر ساله در واشنگتن آمریکا در اولین پنج شنبه ماه فوریه برگزار می شود. این رویداد از سال 1953 و از زمان رییس جمهور آیزنهاور که برای اولین بار در چنین مراسمی شرکت یافت اتفاق می افتد. بخش هایی از نیایش اوباما در این مراسم را در زیر می خوانیم:

  " هیچ شکی وجود ندارد که در طبیعت ایمان بدین معناست که برخی عقاید ما هرگز یکی نخواهد بود. ما کتابهای متفاوتی را پیروی می کنیم.  احکام و دستورات متفاوتی را به هم چنین. توجیهاتمان و ادراکمان از اینکه هر یک از ما از کجا آمده ایم و به کجا می رویم با یکدیگر متفاوت است و حتی برخی از ما به هیچ ایمانی راسخ نیستیم. همه ما این اختلاف ها را می دانیم. اما در این میان یک قانون وجود دارد که همه ادیان الهی را به هم پیوند می زند. عیسی مسیح به ما می گوید که همسایه خود را همانطور که خود را می پسندید بپسندید. و آنچه که برای شما ناگوار و نفرت انگیز است بر همیار و شریک خود روا مدار. در اسلام حدیثی وجود دارد که می خوانیم که "هیچکدام از شما یک مومن حقیقی نیست تا آن روز که آنچه بر خود آرزو می داردبرای برادر خود نیز آرزو دارد." چنانکه این روایت در مکاتب بودا و هندو نیز به چشم می خورد. و این البته همان قانون طلایی است برای فراخوانی به عشق به همنوع، برای درک و فهم یکدیگر و برای رفتار بااحترام و بزرگواری با کسانی که لحظات کوتاهی را بر روی این زمین خاکی با یکدیگر به قسمت می گذاریم."

در این مسیر ، این ایمان وِِیژه ماست که ما را به سوی خوبی و نیکویی والاتری رهنمون می کند و به جای آنکه ما را از یکدیگر جدا سازد ، می تواند ما را به سوی تغذیه انسانهای گرسنه ، دلداری و تسکین انسانهای دردمند و مصیبت زده ، برای برقراری صلح در هر سرزمینی که نزاع در آن درگرفته است و برای دوباره ساختن هر آنچه که از هم فروپاشیده است و برای بلند کردن هر آنکه در لحظات سخت و دشوار زمین خورده است ، متحد سازد.
 
 
 

هدف ما این است که به سوی رهبران و دانش پژوهان در سراسر جهان دست دراز کنیم تا زمینه برقراری یک گفتگوی ثمر بخش را پیرامون ادیان و اعتقادات را فراهم آوریم. و البته در این راه من انتظار ندارم تا  افتراق ها و جدایی ها یک شبه از میان برداشته شود و باور ندارم که نظرات و تنشهایی که برای زمانهای درازی در میان بوده است به یکباره محو شوند اما اعتقاد دارم که اگر بتوانیم به راحتی در یک فضای باز و با صداقت با یکدیگر گفتگو کنیم، آنگاه خراش ها و بریدگی ها و زخم ها آغاز به مرمت و بهبود خواهند کرد و مشارکتی نوین در این میان ظهور خواهد نمود. در جهانی که هر روز کوچک و کوچکتر می شود ما می توانیم آغاز گر نابودی نیروی تعصبات خشک باشیم و فضایی را بسازیم که در آن صدای شفا بخش فهم و درک متقابل طنین انداز شود.

این است امید من. این است دعای من.

گفتنی است حدیث مورد اشاره ی اوباما متعلق به وجود مبارک خاتم النبیین حضرت محمد (صلی الله  علیه واله و سلم) می باشد که :«و الذي نفسي بيده لا يؤمن احدكم حتي يحب لاخيه ما يحب لنفسه». 1
 
1.نهج الفصاحه،حدیث 2515 
 
مترجم:هاتف خالدی      
 



تهيه شده توسط امیــــــر در تاريخ سه شنبه ۲۰ بهمن ۸۸ ساعت ۱۰:۲۰ | نظرات (0)

13 نکته برای سحر خیزی!


 

من در تمام طول تحصیلم یك مصیبت بزرگ داشتم آن هم اینكه همیشه صبح زود از خواب بلند شدن برایم عذاب آورد بود فرقی هم نمی كرد كه شبش كی خوابیده باشم كلا نمی توانستم صبح های زود بلند شوم. چند روزه گذشته مقاله ای را در اینترنت دیدم

كه در آن گفته شده بود صبح زود از خواب بلند شدن برای اكثریت انسان ها دشوار است و كلا كسانی كه صبح زود از خواب بلند می شوند آن را به صورت یك عادت برای خود تبدیل كرده اند و برای همین است كه می توانند هر صبح سحر خیز باشند و در اصل سحر خیزی یك مهارت نیست و كافی است آن را به صورت یك عادت روتین برای بدن خود تبدیل كنید.
در ادامه ی این مقاله ۲۳ نكته برای رسیدن به این عادت ذكر شده بود كه در نوع خودشان جالب هستند و به نظرم اگر كسی اراده كافی داشته باشد می تواند به این نكات این عادت بسیار خوب و مفید را در خود ایجاد كند :

۱- محیط خوابتان را برای بیدار شدن مساعد كنید : جایی كه در آن می خوابید و صبح قرار است در آن بیدار شوید خودش می تواند یك عامل برای سحر خیزی باشد هر چند این عامل در افراد مختلف متغیر است اما مثلا داشتن یك اتاق خواب منظم و مرتب و تمیز می تواند بسیار در سحرخیز بودن شما موثر باشد و نظم این اتاق سبب شود كه شما احساس كنید سر زمانی كه با خود قرار گذاشته اید باید از خواب بیدار شوید.

۲- به اندازه كافی بخوابید : این یكی از عوامل اصلی است كه سبب می شود افراد با زود از خواب بیدار شدن مشكل داشته باشند، در اصل داشتن خواب كافی زود بیدار شدن از خواب را چندین بار آسان تر میكند.
این بدان معنی است كه بایستی كمی با خودتان برای رفتن به موقع به رختخواب جدال كنید و سعی كنید بر نگرانی از دست دادن ساعات انتهایی شب و بعضا نیمه شب پایان دهید و البته جای نگرانی هم نیست می توانید این ساعات را با سحر خیزی در فردا صبح به دست بیاورید.

۳- كارهای روز بعدتان را در شب قبلش مشخص كنید : نوشتن و یادداشت كردن كارهای مهمی كه قرار است صبح بعد از بیدار شدن از خواب انجام دهید می تواند اراده شما را در سحرخیزی و شروع بی درنگ روزمرگی تان محكم تر كند. هر چه اراده قوی تری داشته باشید راحت تر می توانید سحر خیز شوید.

۴- در رختخواب مطالعه نكنید : گذارندان چندین دقیقه در رختخواب و سعی در آرام كردن فكرتان و بدنتان بدن شما را متوجه میسازد كه زمان خواب فرا رسیده است، با تمرین در این زمینه می توانید كم كم با ورود به رختخواب در كمتر از ۱۰ دقیقه به خواب بروید كه البته هدف اصلی هم همین است پرداختن به كارهای جنبی مثل كتاب خواندن و غیره بیشتر باعث به هم ریختگی فكر و طولانی شدن زمان فرو رفتن به خواب خواهند شد.

۵- بلافاصله قبل از خواب چیزی نخورید : اگر در فاصله ی زمانی كمتر از دو ساعت به خوابیدن چیزی بخورید و بعد به رختخواب بروید بدن شما درگیر هضم غذا خواهد بود و این امر می تواند در خواب شما اختلال ایجاد كند و یا اصلا زمان به خواب رفتنتان را طولانی كند.

۶- استرس را در خودتان از بین ببرید : استرس یكی از مواردی هست كه همیشه سبب كم خوابی می شود، می توان استرس را با تمرینات ویژه ی یوگا یا سعی بر كنترل نحوه ی تنفس و سایر موارد قبل از رفتن به رختخواب كاهش داد.

۷- به خودتان جایزه بدهید : همیشه قرار نیست با این تفكر از خواب بیدار شوید كه مثلا كلی كار دارید، می توانید برای خودتان در صورتی كه زود از خواب بیدار شوید مواردی را به عنوان جایزه تعیین كنید، مثلا دیدن یك برنامه ی تلویزیونی صبحگاهی مورد علاقه، خوردن صبحانه یی خاص یا خوردن یك بستنی در شروع صبح یا هر چیز دیگری كه می تواند برای بیدار شدن و ترك سریع رختخواب در صبح زود به شما انگیزه بدهد.

۸- نرمش های صبحگاهی : قدری نرمش و یا ورزش خاص در شروع صبح میتواند بسیار مفید باشد، سبب گردش بهتر خون در بدن شود شما را در شروع صبح شاداب تر نماید و در نهایت روزتان را به بهترین شكل ممكن شروع كنید.

۹- در رختخواب به خودتان برای بیدار شدن دروغ نگوئید : همیشه سعی كنید بلافاصله بعد از بیدار شدن رختخواب خودتان را ترك كنید، اینكه مثلا ۱۰ یا ۲۰ دقیقه ی دیگر از جایم بلند خواهم شد در حالی كه بیدار شده اید اصلا به شما كمكی نخواهد كرد و هر چه بیشتر در زمانی كه بیدار شده اید در رختخواب بمانید بدنتان تمایلش برای بازگشت به خواب عمیق بیشتر می شود.

۱۰- با پنجره های باز بخوابید : هوای تازه برای همه ی ما خوب است و سبب می شود تا خواب عمیق تر و آرام تری داشته باشیم.

۱۱- سعی كنید با طلوع خورشید بیدار شوید : بیدار شدن با طلوع خورشید از نظر روانشناسی باعث می شود در شروع روز بسیار سر حال تر باشید و بدنتان نیز كم كم برای بیدار شدن در این زمان خاص تبدیل به ساعت می شود.

۱۲- بر تمرین دادن بدن اصرار داشته باشید : سعی كنید همیشه راس یك ساعت خاص از خواب بیدار شوید بیدار شدن از خواب در یك ساعت خاص می تواند سبب ایجاد عادت برای بیداری در آن ساعت در بدن شود و فراموش نكنید سحرخیزی تنها یك عادت است.

۱۴- به بدن خود گوش دهید : بدن شما خیلی خوب می تواند احتیاجاتش را به شما اطلاع دهد، اگر هنگامی كه صبح از خواب بیدار می شوید هنوز احساس خستگی میكنید سعی كنید شبها زودتر به رختخواب بروید بدن شما كم كم یك الگوی معین برای خوابیدن و بیدار شدن پیدا میكند و كاملا بر آن منطبق خواهد بود.

۱۵- زنگ ساعت خود را تغییر دهید : اجازه ندهید هر روز با یك زنگ خاص و همیشگی بیدار شوید، علاوه بر اینكه این روند برای خودتان خوشایند نخواهد بود بعد از مدتی زنگ ساعتتان دیگر شما را نمی تواند بیدار كند.

۱۶- برای فردا صبح آماده باشید : سعی كنید چیزهایی كه برای فردا صبح احتیاج دارید را شب قبل آماده كنید، مثلا كیف وسائل تان، لباس هایتان و یا وسیله ی خاصی كه باید همراه داشته باشید و …. در این شرایط دیگر نیازی ندارید در رختخواب به این موارد و آماده سازیشان فكر كنید.

۱۷- با رادیو بیدار شوید : استفاده از رادیو به جای زنگ ساعت علاوه بر تنوع می تواند در بسیاری از افراد سبب ایجاد انگیزه در ترك رختخواب شود.

۱۸- از ساعات اضافی صبح بهره ببرید : هدف از صبح زود بیدار شدن چیست؟ وقتی هر صبح زود از خواب بلند شوید مسلما در شروع بسیاری از روزهایتان یكی دو ساعت وقت آزاد و اضافی خواهید داشت كه مغزتان در آن هنگام از صبح شاداب ترین ساعات و آماده ترین ساعتش را میگذارند می توانید از این ساعات استفاده ی بسیار مفیدی بكنید و بهتر است برای این ساعات برنامه ی خاصی داشته باشید در غیر اینصورت كم كم در سحرخیزی بی انگیزه می شوید.

۱۹- قرارهای مهم خود را در صبح بگذارید : داشتن قرارهای ملاقات مهم در صبح می تواند انگیزه ی كافی به هر فردی برای بیدار شدن در صبح زود را بدهد.

۲۰- برای خودتان یك شریك مشابه پیدا كنید : راستش در برخی موارد بد نیست برای سحر خیز شدن با یكی مثل خودتان كه دوست دارد سحرخیز باشد ولی فكر میكند نمی تواند همراه شوید در این شرایط اگر هر دو واقعا برای بیدار شدن در صبح زود تصمیم گرفته باشید می توانید دراستواری بر این تصمیم در یكدیگر موثر باشید.

۲۱- به دیگران راجع به سحر خیزی خود بگوئید : بگذارید همه ی اطرافیانتان بداند كه شما صبح زود از خواب بیدار می شوید، اینكه وانمود كنید هنوز مثل گذشته هستید باعث می شوید مثل گذشته شوید!!!

۲۲- خواب های روزانه را ترك كنید : این یك حقیقت مسلم است كسانی كه در روز خواب حتی كوتاهی هم دارند برای خواب شب مشكل دارند، سعی كنید اگر به این نوع از خواب عادت دارید آن را به مرور ترك كنید چون اختلال در خواب شب یكی از علل اصلی عدم بیدار شدن در ساعت دلخواه صبح است.

۲۳- عملكرد خود را دنبال كنید : بد نیست عملكرد خود را در زمینه ی سحرخیزی با سایتی مثل joe’s goals دنبال كنید و تجزیه تحلیلش كنید تا ببینید آیا واقعا دارید به هدف خود یعنی سحرخیزی نزدیك می شوید یا دور.

با چندین روز تمرین و سعی به راحتی می توان عادت سحرخیزی را ایجاد كرد فقط كافی است این امر را به صورت یك عادت دائم در بدن ایجاد كرد یا این تمرینات و داشتن اراده در روزهای آتی زمان خواب و بیدار شدنتان دیگر دست شما نخواهد بود و بدنتان به خوبی در این موارد برای شما تصمیم میگیرد.

منبع » وبلاگ رضا مقدری
 



تهيه شده توسط امیــــــر در تاريخ سه شنبه ۲۰ بهمن ۸۸ ساعت ۰۷:۵۳ | نظرات (2)

دشمن اسلام، مسلمان شد !


 

«دانیل استریچ» عضو حزب مردم سوییس و سیاستمدار معروف، نخستین کسی بود که برای تحمیل قانون منع ساختن مناره برای مساجد تلاش کرد و تلاشش منجر به تعطیلی مساجد در سوییس شد / اما اکنون او علیرغم این تلاش‏های اسلام‏ستیزانه، از سربازان اسلام شده است. تفکرات ضد اسلامی، نهایتاً او را به اسلام نزدیک و نزدیک‏تر کرد تا جایی که اسلام را با آغوش باز پذیرفت.

به گزارش اخلاق نیوز به نقل از ابنا، یک سیاستمدار معروف سوییسی که برای تحمیل قانون منع ساختن مناره برای مساجد تلاش کرده بود و منجر به تعطیلی مساجد در سوییس شده بود، سرانجام اسلام را با آغوش باز پذیرفت.

«دانیل استریچ» عضو حزب مردم سوییس و سیاستمدار معروف، نخستین کسی بود که برای تحمیل قانون منع ساختن مناره برای مساجد تلاش کرد و تلاشش منجر به تعطیلی مساجد در سوییس شد.

دشمن اسلام، مسلمان شد

او کسی است که جنبش ضد اسلامی خود را در سراسر کشور سوییس گسترش داد، بذرهای خشم و تحقیر اسلام را در میان مردم پاشید و راهی هموار برای برانگیختن افکار عمومی در مقابله با منبر و مناره های مساجد ایجاد کرد.

اما اکنون او علیرغم این تلاش‏های اسلام‏ستیزانه، از سربازان اسلام شده است. تفکرات ضد اسلامی، نهایتاً او را به اسلام نزدیک و نزدیک‏تر کرد تا جایی که اسلام را با آغوش باز پذیرفت.

دانیل که اکنون از اقدامات گذشته خود خجالت زده است آرزوی ساختن زیباترین مسجد اروپا در سوییس را در ذهن می پروراند.

نکته جالب توجه در این خصوص اینکه در حال حاضر 4 مسجد در سوییس فعال است و استریچ خواهان احداث پنجمین مسجد است. او با اینکار خود امیدوار است افکار غلطی که بر ضد اسلام گسترش داده بود آمرزیده شود. او اکنون بر خلاف جنبش قبلی خود برای پیشبرد آزادی دینی و زندگی مشترک و صلح آمیز تلاش می کند.

این بزرگ‏ترین ویژگی اسلام است که کسی که برای مقابله با او جلو می آید را با آغوش باز می پذیرد.

«عبد المجید عدلی» رییس سازمان‏های اسلامی  OPI و NGO در این باره گفت: مردم اروپا تمایل زیادی برای دانستن درباره اسلام دارند. بسیاری از آنها می خواهند درباره رابطه اسلام با تروریست تحقیق کنند. درست همانگونه که استریچ اقدام کرد. او در حالیکه به مقابله با اسلام بر خواسته بود با قرآن مجید آشنا شد و شروع به مطالعه درباره اسلام کرد. او آرزو داشت که با شدت با اسلام بر خورد کند اما نتیجه آن طور دیگر شد.

گفتنی است اخیرا یک همه‏پرسی درباره منع ساخت مناره برای مساجد در سوییس برگزار شد و در نتیجه تبلیغات دشمنان اسلام، این طرح تبدیل به قانون شد!

منبع: ابنا    یا مولا علی




تهيه شده توسط امیــــــر در تاريخ سه شنبه ۲۰ بهمن ۸۸ ساعت ۰۵:۱۴ | نظرات (3)

مثلث برمودا یا جزیره خضرا یا ؟


 

سطحی نگری که تقریبا قریب به اتفاق همه ما به آن مبتلا هستیم یکی از آفت های فکری جامعه ماست
در این داستان جالب شما با وقایعی آشنا میشوید که ذهن هر ایرانی و دوستدار امام زمان مشتاق به پذیرفتن فوری آن است بدون آنکه آن را با عقل هوشمند و یا شرع شریف مقایسه کند

    سطحی نگری که تقریبا قریب به اتفاق همه ما به آن مبتلا هستیم یکی از آفت های فکری جامعه ماست
در این داستان جالب شما با وقایعی آشنا میشوید که ذهن هر ایرانی و دوستدار امام زمان ، مشتاق به پذیرفتن فوری آن است بدون آنکه آن را با عقل هوشمند و یا شرع شریف مقایسه کند

از جمله داستان‏هایی که تحت تاثیر حوادث زمان خود شکل گرفته و پس از مقداری تحریف، تطبیقی بی‏جا در مورد آن صورت گرفته، و در برخی مجامع روایی شیعه نفوذ کرده است، داستانی ‏ به نام «جزیره‏ی خضراء» است. از آن جا که در دو دهه‏ی گذشته با قلم فرسایی برخی افراد بی‏اطلاع از تاریخ، این داستان منتشر شده و به علاوه، در تکلفی ناشیانه، آن را بر "مثلث ‏برمودا" و حوادث آن تطبیق کرده‏اند، لازم شد در اطراف این واقعه، کنکاش بیشتری صورت گیرد تا اذهان ارادتمندان به حضرت ولی عصر (عج) از این گونه خطاها پیراسته شود.

خلاصه‏ی داستان
مرحوم علامه مجلسی‏(ره) در بحارالانوار، ج 52، ص 159 می‏نویسند:

رساله‏ای یافتم مشهور به داستان جزیره‏ی خضراء ... و چون آن را در کتاب‏های روایی ندیدم، عین آن را در فصل جداگانه‏ای آوردم .

یابنده‏ی آن متن می‏گوید: در آن متن چنین آمده است:

من (فضل بن یحیی کوفی) در سال 699 ه.ق در کربلا از دو نفر، داستانی شنیدم . آنها داستان را، از زین الدین علی بن فاضل مازندرانی، نقل می‏کردند. داستان مربوط به جزیره‏ خضرا در دریای سفید بود. مشتاق شدم داستان را از خود علی بن فاضل بشنوم. به همین دلیل به حلّه رفتم و در خانه‏ سید فخرالدین، با علی بن فاضل ملاقات کردم و اصل داستان را جویا شدم .

او داستان را در حضور عده‏ای از دانشمندان حلّه و نواحی آن چنین بازگو کرد: سال‏ها در دمشق نزد شیخ عبدالرحیم حنفی و شیخ زین الدین علی مغربی اندلسی تحصیل می‏کردم . روزی شیخ مغربی عزم سفر به مصر کرد. من و عده‏ای از شاگردان با او همراه شدیم . به قاهره رسیدیم . استاد مدتی در الازهر به تدریس پرداخت، تا این‏که نامه‏ای از اندلس آمد که خبر از بیماری پدر استاد می‏داد. استاد عزم اندلس کرد. من و برخی از شاگردان با او همراه شدیم .

به اولین قریه اندلس که رسیدیم، من بیمار شدم. به ناچار، استاد مرا به خطیب آن قریه سپرد و خود به سفر ادامه داد .

سه روز بیمار بودم، پس از آن، روزی در اطراف ده قدم می‏زدم که کاروانی از طرف کوه‏های ساحل دریای غربی وارد شدند و با خود پشم و روغن و کالاهای دیگر داشتند. پرسیدم: از کجا می‏آیند؟ گفتند: از دهی از سرزمین بربرها می‏آیند که نزدیک جزایر رافضیان است .

هنگامی که نام رافضیان را شنیدم، مشتاق زیارت آنان شدم. تا محل آنان، 25 روز راه بود که دو روز بی‏ آب و آبادی و بقیه راه آباد بود، حرکت کردم و به سرزمین آباد رسیدم. به جزیره‏ای رسیدم با دیوارهای بلند و برج‏های مستحکم که بر ساحل دریا قرار داشت. مردم آن جزیره، شیعه بودند و اذان و نماز آن‏ها مانند شیعیان بود .

آنان از من پذیرایی کردند. پرسیدم: غذای شما از کجا تامین می‏شود؟ گفتند: از جزیره‏ خضراء در دریای سفید که جزایر فرزندان امام زمان (عج) است که سالی دو مرتبه، برای ما غذا می‏آورند.

منتظر شدم تا کاروان کشتی‏ها از جزیره‏ خضراء رسید. فرمانده‏ آن، پیرمردی بود که مرا می‏شناخت و اسم من و پدرم را نیز می‏دانست . او مرا با خود به جزیره‏ خضراء برد.

شانزده روز که گذشت، آب سفیدی در اطراف کشتی دیدم و علت آن را پرسیدم. شیخ گفت: این دریای سفید است و آن جزیره‏ی خضراء . این آب‏های سفید، اطراف جزیره را گرفته است و هرگاه کشتی دشمنان ما وارد آن شود، غرق می‏گردد. وارد جزیره شدیم. شهر دارای قلعه‏ها و برج‏های زیاد و هفت ‏حصار بود. خانه‏های آن از سنگ مرمر روشن بود ... .

در مسجد جزیره با سید شمس الدین محمد که عالم آن جزیره بود، ملاقات کردم. او مرا در مسجد جای داد. آنان نماز جمعه می‏خواندند (واجب می‏دانستند) از سید شمس الدین پرسیدم: آیا امام حاضر است؟ گفت: نه، ولی من نایب خاص او هستم. به او گفتم: امام را دیده‏ای؟ گفت: نه، ولی پدرم، صدای او را شنیده و جدّم، او را دیده است .

سید مرا به اطراف برد. در آنجا کوهی مرتفع بود که قبه‏ای در آن وجود داشت و دو خادم در آنجا بودند . سید گفت: من هر صبح جمعه آنجا می‏روم و امام زمان را زیارت می‏کنم و در آنجا ورقه‏ای می‏یابم که مسایل مورد نیاز در آن نوشته شده است .

من نیز به آن کوه رفتم و خادمان قبه از من پذیرایی کردند ... در مورد دیدن امام زمان (عج) از آنان پرسیدم، گفتند: غیر ممکن است .

درباره‏ سید شمس الدین از شیخ محمد (که با او به خضراء آمدم) پرسیدم. گفت: او از فرزندان فرزندان امام است و بین او و امام، پنج واسطه است .

با سید شمس الدین، گفت و گوی بسیار کردم و قرآن را نزد او خواندم. از او درباره‏ ارتباط آیات و این ‏که برخی آیات، با قبل بی ارتباط هستند، پرسیدم . پاسخ داد: ... مسلمانان پس از رسول خدا و به دستور خلفا، قرآن را جمع‏آوری کردند. از همین رو، آیاتی که در مذمت ‏خلفا بود، از آن ساقط کردند. از همین جهت، آیات را نامربوط می‏بینی، ولی قرآن علی علیه السلام که نزد صاحب الامر(عج) است، از هر نقصی مبراست و همه چیز در آن آمده است .

در جمعه‏ دومی که در آن جا بودم، پس از نماز، سر و صدای بسیار زیادی از بیرون مسجد شنیده شد . پرسیدم: این صداها چیست؟ سید پاسخ داد: فرماندهان ارتش ما هر دو جمعه‏ میانی ماه، سوار می‏شوند و منتظر فرج هستند. پس از این‏ که آنان را در بیرون مسجد دیدم، سید گفت: آیا آنان را شمارش کردی؟ گفتم: نه. گفت: آنان سیصد نفرند و سیزده نفر باقی مانده‏اند.

از سید پرسیدم: علمای ما احادیثی نقل می‏کنند که هر کس پس از غیبت ادعا کند مرا دیده است، دروغ می‏گوید. حال چگونه است که برخی از شما، او را می‏بینید؟

سید گفت: درست می‏گویی، ولی این حدیث مربوط به زمانی است که دشمنان آن حضرت و فرعون‏های بنی العباس فراوان بودند، اما اکنون که این چنین نیست و سرزمین ما از آنان دور است، دیدار آن حضرت ممکن است .

سید شمس الدین ادعا کرد که: تو نیز امام زمان(عج) را دو مرتبه دیده‏ای، ولی نشناخته‏ای. هم ‏چنین گفت که آن حضرت، خمس را بر شیعیان خود مباح کرده است و آن حضرت هر سال حج می‏گزارد و پدرانش را در مدینه، عراق و طوس زیارت می‏کند .

این خلاصه‏ای از داستان بود. البته کسانی که خواهان اطلاع دقیق‏تری هستند، می‏توانند داستان را در بحارالانوار یا منابع دیگر مطالعه کنند .

بررسی داستان از نظر متن و محتوا :

1- دلالت قصه بر تحریف قرآن:
از جمله مطالبی که در ضمن گفت‏وگوی علی بن فاضل (مجهول) با شمس الدین (مجهول) آمده است، تصریح به تحریف قرآن است. یعنی کسی که این داستان را بپذیرد، بایستی با یک خبر که مجهول الراوی و نهایتاً خبر واحد است، قایل به تحریف قرآن باشد، حال آن که نقل قرآن، متواتر است و نص قرآن نیز به حفظ آن از هرگونه تحریف، تصریح دارد.(4) مگر آن که کسی مسلک اخباریون را داشته باشد، که با یک سری اخبار ضعیف و بی‏اعتبار همچون حدیث مذکور، مهم‏ترین سند اسلام و متقن‏ترین آن را تحریف شده بداند که این نهایت ‏بی‏فکری و کم خردی و دوری از عقل و منطق است .

آری، شمس الدین مذکور در قصه، به صراحت می‏گوید که قرآن جمع‏آوری شده در زمان خلفا، تحریف شده است .

و جمعوا هذا القرآن و اسقطوا ما کان فیه من المثالب التی صدر منهم بعد وفاة سید المرسلین صلی الله علیه و آله فلهذا تری الآیات غیر مرتبطة . (5)

چگونه می‏توان قرآن متواتر و تضمین شده را که همه‏ ائمه علیهم السلام به آن استناد می‏کردند، با چنین اخباری زیر سؤال برد؟! و آیا کسانی که چنین مجعولاتی را رواج می‏دهند، به توابع آن توجه دارند؟!

2- راوی مجهول این خبر (علی بن فاضل) که با نسبت مازندرانی از او یاد می‏شود در ضمن داستان، خود را عراقی الاصل معرفی می‏کند. گرچه محتمل است که اشتهار یک نفر در انتساب به شهر یا منطقه‏ای با اصالت او متفاوت باشد، ولی به نظر می‏رسد سازنده‏ این داستان، دچار اندکی کم حافظه‏گی شده است که یک بار، او را به نام مازندرانی و بار دیگر، عراقی الاصل معرفی می‏کنند .

3- در متن داستان آمده است:

هذا هو البحر الابیض و تلک الجزیرة الخضراء و هذا الماء مستدیر حولها مثل السور من ای الجهات اتیته و جدته و بحکمة الله ان مراکب اعدائنا اذا دخلته غرقت ... .

ولی علی بن فاضل به هنگام گزارش از جزیره، آن را دارای هفت ‏حصار می‏داند و از برج‏های محکم دفاعی آن یاد می‏کند. حال اگر این جزیره به وسیله‏ آب‏های سفید و نیروی غیبی، محافظت می‏شده، به حصارهای محکم چه نیازی داشته است؟

این مطلب وقتی بیشتر اهمیت پیدا می‏کند که توجه داشته باشیم سید شمس الدین و چندین نسل از اجداد او در آن سرزمین زندگی می‏کرده‏اند؟!!

4- در ضمن داستان، به نقل از خادمان قبه می‏نویسد: «رؤیت امام غیر ممکن است‏»، ولی در گفت وگوی با سید شمس الدین، او سخن دیگری بر زبان می‏راند و می‏گوید: «ای برادرم! هر مؤمن با اخلاصی می‏تواند امام را ببیند، ولی او را نمی‏شناسد.» حال چگونه بین غیر ممکن بودن رؤیت و دیدن مشروط می‏توان جمع کرد؟

5- در یکی از روزهای جمعه، وقتی علی بن فاضل، سر و صدای زیادی از بیرون مسجد می‏شنود و علت را از سید شمس الدین جویا می‏گردد، وی اظهار می‏دارد که سیصد نفر از فرماندهان، منتظر ظهور حضرت هستند و منتظر 13 نفر دیگرند .

بر این اساس، بایستی این سیصد نفر که از خواص حضرت هستند، نیز دارای عمرهای طولانی باشند و تا اکنون نیز در قید حیات بوده و پس از حال نیز به زندگی ادامه دهند، تا زمان ظهور فرا رسد .

آیا ما بر چنین سخن گزافی، دلیلی داریم؟ دلایل تنها در مورد امام زمان و برخی دیگر از انبیای الهی است، ولی در مورد سیصد نفر که آنان نیز چنین عمرهایی داشته باشند، دلیلی در دست نداریم .

6- به مقتضای این خبر، خمس بر شیعیان حضرت، حلال است و ادای آن واجب نیست. این مطلب، خلاف نظر فقهای اسلام از آغاز غیبت تاکنون است كه ادای خمس را واجب ذكر كرده‌اند. زیرا که خمس به نیابت از امام به مصرف ترویج دین خدا میرسد و مطمئنا امام از ترویج خداپرستی و دین اسلام جلوگیری نمیکنند

7- علی بن فاضل از سید شمس الدین می‏پرسد: آیا تو امام علیه السلام را دیده‏ای؟ گفت: نه، ولی پدرم به من گفت که سخن امام را شنیده، ولی شخص او را ندیده و جدم سخنانش را شنیده و شخص او را دیده است. ولی سید شمس الدین در جای دیگر همین داستان می‏گوید:

«هر مؤمن با اخلاصی می‏تواند امام را ببیند، ولی او را نشناسد. گفتم: من از جمله‏ مخلصان هستم، ولی او را ندیده‏ام: گفت: دو بار او را دیده‏ای؛ یک بار در راه سامرا و یک بار در سفر مصر ... .

حال سؤال این است: چگونه کسی که ادعای نیابت ‏خاص دارد و از ملاقات‏های امام علیه السلام مطلع است، خود، آن حضرت را ندیده است و اظهار می‏دارد که پدرش، سخن آن حضرت را شنیده است؟

در جای دیگر داستان، ادعا می‏کند که او (امام زمان عج) پدرانش را در مدینه، عراق و طوس، زیارت می‏کند و به سرزمین ما برمی‏گردد .

معنای این سخن آن است که سید شمس الدین از سفرهای امام زمان و ورود و خروج آن حضرت نیز مطلع بوده و آن حضرت خود در جزیره‏ خضراء ساکن است. حال چگونه است کسی که چنین اطلاعات دقیقی از امام علیه السلام دارد، آن حضرت را ندیده است .

8 - آیا عدم امکان رویت امام مختص زمانی است که دشمنان آن حضرت و فرعون‏های بنی العباس فراوان بودند و هم اکنون برخی از افراد جزیره امام را میبینند ؟ مگر امامی که طی الارض است یا میتوانند فورا از نظرها ناپدید شوند ترسی از وجود افراد دارند که بود و نبود افراد دشمن باعث شود که امام از مخفیگاه خود خارج شود یا مخفی شود

9 - اگر چنین خبری و چنین جزیره ای وجود داشته و خبر آن هم به آن سرعت پخش شده چرا شیعیان و حتی دشمنان آن روزگار به محل مورد نظر هجوم نبرده اند آیا در صورت صحت داستان ، حداقل صد نفر دوست و دشمن دیگر نباید به آنجا سری زده باشند ؟

خدشه بر چهره مهدویت و امام زمان :

گذشته از اشکالات متعدد و تاریخی داستان «جزیره خضراء» ، تطبیق آن بر «مثلث ‏برمودا» علاوه بر آن که ترسیمی نادرست و غیر معتبر است؛ چهره امام زمان (عج) را نیز مخدوش می‏سازد .

آنچه در داستان «جزیره خضرا» آمده، آن است که کشتی‏های دشمنان غرق می‏شود؛ نه این که تعداد زیادی هواپیما و کشتی مسافرتی و تجاری آن هم بدون آن که خصومتی داشته باشند به قعر دریا فرستاده می‏شوند و یا از صحنه روزگار محو می‏شوند .

چنین تصوراتی، اساسا با رسالت امام زمان (عج) و سیره مهربانانه آن حضرت و پدران گرامی‏اش، در تضاد کامل است. چه این که غرق و نابود کردن اموال کسانی که خصومتی با خداوند و آن حضرت ندارند، کاری نیست که در شان پیشوایان معصوم علیهم السلام باشد .


از جمله گناهان بسیار بزرگ، در واقع نسبت دادن دروغ و افترا، به خداوند و اولیای او است . قرآن مجید در موارد متعددی، این حقیقت را بیان فرموده است: «و من اظلم ممن افتری علی الله کذبا»؛ «چه کسی ستمکارتر است از کسی که به خداوند دروغ ببندد.»

اساس داستان «جزیره خضراء»، چیزی نیست که بتوان آن را به امام زمان(عج) نسبت داد و بر حسب موازین شناخته شده، به هیچ وجه قابل اعتماد و استفاده نیست .

با وجود این همه ضعف و کاستی، متاسفانه برخی افراد ساده لوح و سطحی‏نگر، نه تنها به این نکته توجه ندارند؛ بلکه با تطبیقی بی‏جا و نامعقول، چهره امام زمان (عج) را مخدوش نموده و آن را به گونه‏ای ترسیم می‏کنند که هیچ نسبتی با شخصیت آن حضرت و پدران گرامی‏اش ندارد .

منبع : تبیان - با اندکی ویرایش

حتما از موضوعات و پیوندهای سمت راست سایت استفاده کنید.

 



تهيه شده توسط امیــــــر در تاريخ يكشنبه ۱۸ بهمن ۸۸ ساعت ۰۳:۳۸ | نظرات (2)

رفتار ما با مادر و او با ما...


 

مادر با ما چه رفتاري دارد و ما با اون چه رفتاري داريم ! ( حتما بخونيد )

متن زير تقريبا سرگذشت اکثر کسانيست که قدر عزيزترين چيز زندگيشون را نميدونند و شايد سرگذشت تک تک ما :

وقتی که تو 1 ساله بودی، اون (مادر) بهت غذا میداد و تو رو می شست و به اصطلاح تر و خشک می کرد تو هم با گریه کردن و اذيت کردن در تمام شب از اون تشکر می کردی

وقتی که تو 2 ساله بودی، اون، بهت یاد داد تا چه جوری راه بری تو هم این طوری ازش تشکر می کردی که ، وقتی صدات می زد ، محل نميگذاشتي و فرار می کردی

وقتی که 3 ساله بودی، اون ، با عشق تمام غذایت را آماده می کرد تو هم با ریختن ظرف غذا ،کف اتاق ، ازش تشکر می کردی

وقتی 4 ساله بودی، اون برات مداد رنگی خرید تو هم، با رنگ کردن میز و ديوار ازش تشکر می کردی تا نشون بدي چقدر هنرمندي !

وقتی که 5 ساله بودی، اون لباس شیک به تنت کرد تا به تعطیلات بری تو هم، با انداختن خودت تو گِل، ازش تشکر کردی

وقتی که 6 ساله بودی، اون، تو رو تا مدرسه ات همراهی می کرد تو هم ، با فریاد زدنِ : من نمی خوام برم!، ازش تشکر کردی

وقتی که 7 ساله بودی، اون، برات وسائل بازی خرید تو هم، با پرت کردن توپ به پنجره همسایه کناری، ازش تشکر کردی

وقتی که 8 ساله بودی، اون، برات بستنی ميخرید تو هم، با چکوندن (بستنی) به تمام لباست، ازش تشکر ميکردی

وقتی که 9 ساله بودی، اون ، هزینه کلاس هاي اضافي تو رو پرداخت تو هم، بدون زحمت دادن به خودت برای یاد گیری ازش تشکر کردی و بجاش فقط فکر مسخره بازي بودي

وقتی که 10 ساله بودی، اون، تمام روز رو معطل تو بود و رانندگی کرد تا تو رو از تمرین فوتبال به کلاس تقويتي و از اونجا به جشن تولد دوستانت ببره تو هم ، با بیرون پریدن از ماشین، بدون اینکه پشت سرت رو هم نگاه کنی ازش تشکر کردی

وقتی که 11 ساله بودی اون تو و دوستت رو برای دیدن فیلم به سینما برد تو هم ازش خواستی که در یه ردیف دیگه بشینه و بگذاره که راحت باشين و اينجوري ازش تشکر کردی و زحمت کشيده !

وقتی که 12 ساله بودی، اون تو رو از تماشای بعضی برنامه های تلویزیون و ماهواره بر حذر داشت تو هم، صبر کردی تا از خونه بیرون بره و کار خودت را بکني و و اينجوري ازش تشکر کردی

وقتی که 13 ساله بودی، اون بهت پیشنهاد داد که موهاتو اصلاح کنی تو هم، ايجوري ازش تشکر کردی : تو سلیقه ای نداری ، من هر جور راحتم زندگي ميکنم ، قيافم مثل اين بچه بسيجي ها باشه خوبه !

وقتی که 14 ساله بودی، اون، هزینه اردو یک ماهه تابستانه تو رو پرداخت کرد تو هم،ازش تشکر کردی ، با فراموش کردن زدن يک تلفن يا نوشتن یک نامه ساده

وقتی که 15 ساله بودی، اون از سرِ کار برمی گشت و می خواست که تو رو در آغوش بگیره و ابراز محبت کنه
تو هم با قفل کردن درب اتاقت! نمی ذاشتی که وارد اتاقت بشه و اينجوري ازش تشکر کردی که خستگيش کاملا در بره

وقتی که 16 ساله بودی، اون بهت یاد داد که چطوری ماشینش رو برونی و به تو رانندگی یاد داد تو هم هر وقت که می تونستی ماشین رو بر می داشتی و می رفتی و بعضي وقتها هم خوردش ميکردي

وقتی که 17 ساله بودی، وقتیکه اون منتظر یه تماس مهم بود تمام شب رو با تلفن صحبت کردی و، اینطوری ازش تشکر کردی

وقتی که 18 ساله بودی، اون ، در جشن فارغ التحصیلی دبیرستانت، از خوشحالی گریه می کرد تو هم ، بخاطر اين همه زحمتي که برات کشيده بود تا تموم شدن جشن، پیش مادرت نیومدی

وقتی که 19 ساله بودی، اون، شهریه دانشگاهت رو پرداخت، همچنین، تو رو تا دانشگاه رسوند و وسائلت رو هم حمل کرد تو هم با گفتن يه خداحافظِ خشک و خالی ، بیرون خوابگاه ازش جدا شدي ، به خاطر اینکه نمی خواستی بهت بگن بچه مامانی و اون هموم جا خشکش زد

وقتی که 20 ساله بودی، اون، ازت پرسید که، آیا شخص خاصی(به عنوان همسر) مد نظرت هست؟ تو هم ، ازش تشکر کردی با گفتنِ: به تو ربطی نداره من خودم واسه زندگيم بلدم تصميم بگيرم

وقتی که 21 ساله بودی، اون، بهت پیشنهاد يک خط مشی برای آینده ات داد تو هم، با گفتن این جمله ازش تشکر کردی : من نمی خوام مثل تو باشم ، فکراي تو قديمي است و دنيا عوض شده

وقتی که 22 ساله بودی، اون تو رو، در جشن فارغ التحصیلی دانشگاهت در آغوش گرفت تو هم ازش پرسیدی هزینه سفر به اروپا را برام تهیه ميکنی

وقتی که 23 ساله بودی، اون، برای اولین آپارتمانت ، بجاي کاد يه عالمه اثاثیه داد تو هم پیش دوستات بهش گفتي : اون اثاثیه ها چقدر زشت هستن

وقتی که 24 ساله بودی، اون دارایی های تو رو دید و در مورد اینکه ، در آینده می خوای با اون ها چی کار کنی، ازت سئوال کرد تو هم چون ديگه هيکلت بزرگتر از اون شده بود با دریدگی و صدایی (که ناشی از خشم بود) فریاد زدی : مــادررر ، لطفاً ، با من کل کل نکنيد اعصاب ندارم

وقتی که 25 ساله بودی، اون، کمکت کرد تا هزینه های عروسی رو پرداخت کنی، و در حالی که گریه می کرد بهت گفت که: دلم خیلی برات تنگ می شه تو هم بجاش یه جای دور رو برای زندگیت انتخاب کردی که مادرت مزاحم نباشه

وقتی که 30 ساله بودی، اون، از طریق شخص دیگه ای فهمید که تو بچه دار شدی و به تو زنگ زد تو هم با گفتن این جمله ،ازش تشکر کردی، "همه چیز دیگه تغییر کرده" و چون خانومت ميخواست بره پارک فوري قطع کردي

وقتی که 40 ساله بودی، اون، بهت زنگ زد تا سالگرد وفات پدرت رو یادآوری کنه تو هم با گفتن"من الان خیلی گرفتارم" ازش تشکرکردی و بهش تسليت گفتي

وقتی که 50 ساله بودی، اون، ديگه خيلي پير بود و مریض شد و به مراقبت و کمک تو احتیاج داشت تو هم با سخنرانی کردن در مورد اینکه والدین، سربار فرزندانشون می شن، ازش تشکر کردی

و سپس، یک روز بهت ميگن مادرت در تنهائي مرده و چند روز بعد جنازه بو گرفته اون را همسايه ها پيدا کردن و تو ............ و تو راحت ميشي ، اما تمام کارهایی که تو (در حق مادرت) انجام ندادی، مثل تندر بر قلبت فرود میاد چون ديگه کسي نيست که فقط بخاطر خودت نه بخاطر چيزهاي ديگه ، تو رو از صميم قلب دوست داشته باشه

اگه مادرت،هنوز زنده هست، فراموش نکن که بیشتر از همیشه بهش محبت کنی ... و، اگه زنده نیست، محبت های بی دریغش رو فراموش نکن و به راحتی از اونها نگذر و از خدا بخواه که اونها را بيامرزه

همیشه به یاد داشته باش که به مادرت محبت کنی و اونو دوست داشته باشی، چون در طول عمرت فقط یک مادر داری ولي هزاران دوست ، هزاران فرصت تفريح ، هزاران ساعت وقت براي کارهاي ديگه و .........

امروز وقتي مادرم را ديدم رويش را ميبوسم و بهش ميگم ماماني دوستت دارم و به دوستانم هم ميگم که من از ته قلبم مامانم را دوست دارم...... .

تشکر از : http://www.sonycard20.com

مطالب مرتبط در سایت ؛

مهرورزی در سیره رسول رحمت :

« http://amiram.webphoto.ir/2304-1.htm »

کودک، گریان و خاکباز :

« http://amiram.webphoto.ir/2305-1.htm »

فرشته :

«  http://amiram.webphoto.ir/2415-1.htm »

مدرسه عشق :

«  http://amiram.webphoto.ir/2416-1.htm»

گوشه ای از رحمت :

«  http://amiram.webphoto.ir/2463-1.htm »

کمک مرد به همسرش در خانه :

« http://amiram.webphoto.ir/2526-1.htm  »

حمله به حرم :

«  http://amiram.webphoto.ir/2893-1.htm»

کوتاه اما خواندنی :

« http://amiram.webphoto.ir/3168-1.htm »

حضرت معصومه {س} :

« http://amiram.webphoto.ir/4229-1.htm »

بانوی مهر و صبر :

« http://amiram.webphoto.ir/8270-1.htm »

داستانی شگفت از علامه طباطبایی :

« http://amiram.webphoto.ir/8356-1.htm »

مادران و پدران بخوانند :

« http://amiram.webphoto.ir/8494-1.htm »

از توهم تا واقعیت :

« http://amiram.webphoto.ir/9071-1.htm »

و بهشت همان خانه کوچک بود :

« http://amiram.webphoto.ir/10058-1.htm »

طنز مسافران :

«  http://amiram.webphoto.ir/10393-1.htm»

از پیونها هم لذت ببرید.... !

 



تهيه شده توسط امیــــــر در تاريخ يكشنبه ۱۸ بهمن ۸۸ ساعت ۰۳:۲۶ | نظرات (2)


آخرین عکس ها























[ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ 8 ] [ 9 ] [ 10 ]   صفحه آخر>

این فتوبلاگ / وبلاگ با استفاده از سایت وب فتو راه اندازی شده است